|
ميلاد امام برحق علي بن موسي الرضا مبارك باد
ضامن آهو تو بفرياد رس نيست مرا غير تو فريادرس
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 14:17  توسط علي - ش
|
سالروز شهادت مظلومانه پيشواي ششم شيعيان حضرت امام صادق عليه السلام تسليت باد
معرفي شاگردان امام صادق عليه السلام در ادامه مطلب ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 9:5  توسط علي - ش
|
خوردن هسته خرما حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله و حضرت امیر علیهالسلام مشغول خوردن خرما بودند و پیامبر صلیاللهعلیهوآله هر خرمائی که میخورد، هستهاش را به طور پنهانی در مقابل حضرت امیر علیهالسلام قرار میداد. وقتی خرما تمام شد ـ و هستههای زیادی جلوی حضرت علی علیهالسلام جمع شد و مقابل پیامبر صلیاللهعلیهوآله هیچ خرمائی نبود ـ حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله به شوخی فرمودند: «مَن کَثُرَ نَواهُ فَهُوَ أَکُولُ» یعنی: هر کس که هسته بیشتری جلویش جمع شده، پرخور است. امیرالمؤمنین علیهالسلام عرض کرد: «مَن أَکَلَ نَواهُ فَهُوَ أَکُولُ» یعنی: هرکس که هستهها را خورده، پرخور است.(1) خلاصی از پادرد پیامبر صلیاللهعلیهوآله در جمع اصحاب و انصار نشسته بودند و پای مبارکشان خسته شده بود؛ ولی با توجه به حیا و ادب بسیار بالایی که داشتند، پای مبارک را دراز نمیکردند. پس از گذشت لحظاتی، یک پایشان را دراز کردند و از حاضران پرسیدند: «این پای من، به چه چیزی شبیه میباشد؟» هر یک از حضّار، به مقتضای ذوقو سلیقه خود، تشبیهاتی کردند و پیامبر هیچ یک را نپذیرفت. گفتند: «یا رسول اللّه! خودتان بفرمایید که پای مبارکتان شبیه به چیست؟» حضرت، تبسمی کرده و پای دیگرشان را نیز دراز نموده و فرمودند: «آن پای من، به این پای من شبیه میباشد.»(2) «لا» و «لنا» حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام به همراه ابوبکر و عمر که در طرفین حضرت بودند، قدم میزدند. عمر گفت: «یا ابالحسن! أنت بیننا کالنّون فی لنا» یعنی: یا علی! تو در بین ما مثل نون «لنا» میباشی (و منظورش این بود که ما دو تا، قدّمان بلندتر از توست.) حضرت علی علیهالسلام در جواب فرمود: «لَوْ لَمْ أَکُنْ بَیْنَکُما لَکُنْتُما لا» اگر من در بین شما نبودم، شما «لا» میشدید و هیچ بودید.(3)
کفش خوری ابو هریره جهت شوخی با پیامبر صلیاللهعلیهوآله ، کفشهای آن حضرت را برداشت و پیش خرما فروش رفت و آنها را گرو گذاشت و کمی خرما گرفت و نزد پیامبر بازگشت و شروع کرد به خوردن خرماها. پیامبر پرسید: «ابوهریره، چه میخوری؟». گفت: «کفشهای رسول خدا را.» مخلوق زیباتر از خالق وقتی که حضرت ابراهیم علیهالسلام را پیش نمرود بردند، دید مردی بسیار زشترو بر تخت نشسته است و غلامان و کنیزان زیبارویی در خدمت او هستند. حضرت پرسید: «او کیست؟» گفتند: «او خدای ما، نمرود است.» پرسید: «این افرادی که در اطراف او صف کشیدهاند، چه کسانی هستند؟» گفتند: «آفریدگان و مخلوقات او هستند.» خلیل اللّه فرمود: «چگونه است که این خدا، بندگانش را بهتر از خودشخلق کرده است؟». فَبُهِتَ الَّذی کَفَرَ.(4)
امامزاده یعقوب مردی درباره زندگی پیامبران صحبت میکرد. در ضمن صحبتهایش گفت: «حضرت امامزاده یعقوب را در مصر، بالای گلدسته، شغال خورد.» یکی از مستمعین گفت: «حضرت آقا! آنکه میگویی، امامزاده نبود و پیغمبرزاده بود. یعقوب نبود و یوسف بود. در مصر نبود و در کنعان بود. بالای گلدسته نبود و ته چاه بود. شغال نبود و گرگ بود؛ و اصلاً خوردنی در کار نبود و قضیّه دروغ بود.» آموزش عربی شخصی پس از چند سال اقامت در عربستان، به شهر و دیار خود بازگشت. اقوام و نزدیکانش به دیدن او آمدند و از او پرسیدند: «در این چند سالی که در آنجا بودی، عربی را خوب یاد گرفتی؟». گفت: «آری». پرسیدند: «در عربی به شتر چه میگویند؟» گفت: «چرا از آن گنده گندهها سؤال میکنید؟ از چیزهای کوچکتر بپرسید». گفتند: «به خرگوش چه میگویند؟» گفت: «گفتم کوچک، ولی نه اینقدر کوچک. از این وسط مسطها بپرسید». پرسیدند: «به بز چه میگویند؟» گفت: «خود بز را نمیدانم. ولی به بچهاش یک چیزی میگفتند.»(5) 1. لطائف الطوائف، ص90. 2. مردان علم در میدان عمل، ج3، ص364. 3. لطائف الطوائف، ص 25. 4. ریاض الحکایات، ص126. 5. نقل از لطیفههای تلخ و شیرین از مردمان اهل دین، مصطفی درویش.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 17:48  توسط علي - ش
|
ساکنان روستایی در منطقه باستانی کاپادوکیه از سقف
وارد خانههای خود میشوند. درب ورود به خانهها در این روستا در سقف قرار دارد.
شما فكر مي كنيد چرا اونا از سقف وارد مي شن؟!
+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 16:54  توسط علي - ش
|
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 8:19  توسط علي - ش
|
عربستان كشوري است كه قوانين خشك و بي روح در حق زنان در آن اجرا مي شود. زن در عربستان همچون عصر جاهليت كه آنان را زنده بگور مي كردند ، اكنون نيز فاقد هر گونه اختيار معمولي است. مردان سعودي براحتي مي توانند زنان خود را طلاق دهند، تنبيه كنند و از حقوق انساني محرم نمايند. زن در عربستان نمي تواند راننندگي كند و بدون همراهي شوهر غالبلا از منزل بيرون نمي رود. زنان در عربستان حتي داراي شناسنامه نيستند و اخيرا جهت شناسنامه مستقل براي آنان اقداناتي صورت گرفته است.
سخت گيري هاي بي مورد حكام وهابي سعودي و خانواه هاي متحجر باعث فرار دختران از خانواده شده و در دام فساد و بولهوسان عرب مي گردند. فساد پنهان در اين كشور به ظاهر اسلامي كه بر اساس قوانين بدعت گزاران وهابيت اداره مي شود هر روز موجب دلسردي جوانان و دين گريزي آنان مي شود. مردم عربستان غالا پير مذهب اهل سنت هستند. "بررسيهاي انجام شده محلي و ميداني و آمار نشان ميدهد در حال حاضر بيش از هزار دختر فراري در سراسر عربستان سعودي وجود دارد كه به دلايل گوناگون از خانه و خانواده خود فرار كرده و غرق در فساد ميشوند."
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 7:55  توسط علي - ش
|
روزي معاويه ملعون به عمروعاص مشاور ملعونش گفت من مردم شام را مطيع خودم كرده اند و هر دستوري بدهم اطاعت مي كنند و هر چه بگويم باور مي كنند. عمروعاص گفت: بهتر است آن ها را امتحان نمايي تا ميزان دستور پذيري آنان را بداني.
معاويه دستور داد مردم را در مسجد جمع نمود و به آنان گفت از امروز هر كه بخواهد كدو بخورد بايد آنرا مثل حيوان ذبح كند (سرببرد) و بخورد ولا خوردنش حرام است. مردم بدبخت و احمق شام از آن روز كدو را ذبح مي كردند و مي خوردند. خبر اين واقعه به كوفه هم رسيد و برخي از مردم ساده دل نزد آن حضرت آمدند و گفتند مردم شام كدو را ذبح مي كنند و مي خورند شما چه مي فرماييد؟ حضرت فرمودند: شيطان شما را فريب ندهد، كدو را نبايد ذبح كرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 11:45  توسط علي - ش
|
پیروزی نهایی حق بر باطل از نظر قرآن کریم اندیشه پیروزی نهائی نیروی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و ستیز و ظلم ، گسترش جهانی ایمان اسلامی ، استقرار کامل و همه جانبه ارزشهای انسانی
، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ایدهآل، و بالاخره اجرای این ایده عمومی و انسانی به وسیله شخصیتی مقدس و عالیقدر که در روایات متواتر اسلامی، از
او به " امام مهدی علیه السلام " تعبیر شده است، اندیشهای است
که کم و بیش
همه فرق ومذاهب اسلامی - با تفاوتها و اختلافهائی - بدان
مؤمن و معتقدند
منبع: قیام و انقلاب مهدی ، صفحه 13و14
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 8:58  توسط علي - ش
|
در اوائل سوره بقره سه گروه در مقابل
یکدیگر مطرح شدهاند : گروه مؤمنین ، گروه کافرین ، و گروه منافقین . گروه مؤمنین ایمان به غیب دارند
، نماز
واقعی و حسابی و کامل به پا میدارند ، انفاق میکنند ،
به مکتبشان که مکتب الهی است ایمان دارند ، به عالم
آخرت یقین دارند ، این گروه موفق اند و در مسیر
هدایت پروردگار رستگارانند به گروه کافرین که میرسد آنها را مثل شاگردی
معرفی میکند که معلم هر کاری کرده با هیچ نصیحتی و با هیچ تنبیهی
نتوانسته او را براه بیاورد و آموزش بدهد ، بعد پدرش که میآید معلم به او میگوید : آقا ولش کن دیگر فائده ای ندارد ، این یک موجود اصلاح نشدنی است کفر بعد از عرضه است اینهائی که به آنچه به آنها عرضه
شد کفر ورزیدند ، نصیحت دیگر فایده ای به حالشان ندارد : « ان الذین کفروا سواء علیهمء انذرتهم ام لم
تنذرهم لا یؤمنون 0 ختم الله علی قلوبهم و علی
سمعهم و علی ابصارهم غشاوش و لهم عذاب عظیم »''کسانى که کافر شدند، براى آنان تفاوت نمىکند
که آنان را (از عذاب الهى) بترسانى یا نترسانى ایمان نخواهند
آورد''. خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده و بر چشمهایشان
پردهاى افکنده شده و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست. ( سوره بقره ، آیات 6
و . 7). پاورقي.(1) حكومت با كفر باقي مي ماند و با ظلم باقي نمي ماند منابع: کتاب قیام و انقلاب مهدی ، صفحه 13و14 ، حق و باطل ، ص 65-34
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 8:52  توسط علي - ش
|
|
|